گنبد مینا، کاستی ها و انتقاد سازنده

بصورت اتفاقی مقاله جناب اقای پوریا ناظمی ژورنالیست علمی معتبر رد نشریه وزین نجوم را مطالعه کردم. از انجایی که بیشتر انتقاد‌های وارده با کار اینجانب مرتبط بود اگرچه امروزه مسئولیتی در مجموعه گنبد مینا ندارم ولی برخود دیدم پاسخی فراهم کنم تا شاید چرایی برخی از پرسش ها را بگیرند.

Smiley face

جناب پوریا ناظمی

با درود،

مقاله حضرتعالی در شماره ۲۵۰ مجله نجوم را بطور اتفاقی در سایت شما مطالعه کردم. در قدم اول بایستی از وقتی که برای بررسی و ارايه نظرات خود گذاشتید کمال سپاسگزاری را داشته باشم. اینجانب از سال ۹۰ تا ۳ ماه پس از راه‌اندازی مجموعه مشاور پروژه و در روز‌های پایانی مدیریت موقت مجموعه را برعهده داشتم  لذا برخود دیدم تا پاسخ پرسش‌های شما را بدهم. امیدوارم با بهره‌برداری از تجربیات و انتقادات علاقمندان و کارشناسان ترویج علم در ایران بتوانیم پروژه های آتی را با کیفیت بالاتری اجرا نماییم.

پیش از ورود به جزیيات انتقاد‌های شما بایستی به تغییر پارادایم آسمان نما طی دهه اخیر اشاره کنم. تا چند سال پیش عمده موضوع فعالیت آسمان نما نمایش گنبد آسمان به شهروندانی بود که کمتر فرصت نگاه به آسمان را داشتند و یا اگر فرصتی هم می یافتند نورهای مزاحم شهری چیزی از زیبایی محسور کننده آسمان به انها نمایش نمیداد. معمولا حوزه‌های دیگر علمی صرفا در کنار مجموعه و در قالب نمایشگاه‌های جانبی مطرح میشدند.

اما طی دهه اخیر با تغییر سلیقه مشتریان این مراکز از یک سو، پیشرفت فن آوری دیجیتال از سوی دیگر اکثر این مراکز به ترویج علم به معنای عمومی تر ان پرداختند. با تجهیز به پروژکتور های قوی توانستند از سیاه‌چاله ها و نسبیت تا فرگشت و دنیای کوانتمی، از حشرات و زیست بوم انها تا اعماق دریا و موجودات عجیب دوران های گذشته برای مخاطبین خود بگویند و جذابیت مضاعفی برای مراکز خود ایجاد نمایند.

شخصا در اروپا چندین آسمان‌نما را دیده ام که با وجود داشتن اپتیکال های قوی از شرکت زایس در قلب آسمان نما گاها روز‌ها از ان استفاده نمیکنند و بیشتر برنامه‌هایشان متمرکز بر نمایش فیلم های علمی است. حتی آسمان نما‌های شاخصی مثل هامبورگ ترکیبی از موسیقی و فیلم های علمی را روزانه ارائه داده ولی بصورت میان برنامه ۱۰-۱۵ دقیقه نیز با روشن کردن پرژکتور ۳ میلیون یورویی خود به آسمان شب میپردازد.

بازگردیم به مقاله شما. در موضوع فضای‌ پیرامونی گنبد مینا کار تحقیقی ارزشمندی طی ۲ تا ۳ سال توسط مشاور دیگر پروژه جناب اقای دکتر نورورزی صورت گرفته بود و ایشان در طراحی مفهمومی مجموعه انرا به ۴ یا ۵ اقلیم تقسیم نموده بودند که موضوعاتی نظیر زیست، تاریخ علم، دستاورد‌های جدید، … شامل میشد. از انجایی که طراحی مفهومی و همچنین مراکز علم در تخصص و تجربه بنده نمیگنجید در این مرحله دخالتی در طراحی نداشتم اگر چه نظر شخصی بنده در این زمینه متفاوت بود.

به هر حال ایشان کمی پیش از افتتاحیه از جمع ما جدا شدند و وقتی بنده مسئول ادامه کار شدم با طرحی مفهومی مواجه بودم که تبدیل ان به طرح اجرایی (فاز ۳ به قول مهندسین) زمان و هزینه زیادی میبرد که در دسترس نبود. باید ذکر کنم در ایام ۶ ماهه پیش از افتتاحیه بیشتر عزیزانی که در ان پروژه مشغول بودند روزانه بیش از ۱۲-۱۵ ساعت کار میکردند تا بلکه پروژه به روز موعود برسد و می‌دانستند اگر نرسد ممکن است مانند سالیان پیش باز چند سالی وقفه در کار بیفتد.

بر اساس نظر شخصی که معتقد بودم در فضای موثر نمایشگاه پیرامونی که شاید کمتر از ۶۰۰ متر باشد (کل ساختمان ۱۸۰۰ متر مربع است. ۸۰۰ متر گنبد ۴۰۰ متر فضای تاسیسات و اداری و خدمات را هم بایستی کم نمود) گذاشتن کلی ماکت و آیتم به خصوص آیتم های تعاملی از جهت معماری چندان موجه نمیباشد و مانع از تخلیه سریع مجموعه در شرایط بحران و همچنین گردش راحت میهمانان در ساعت شلوغی خواهد بود. اتفاقا معمار مجموعه نیز با بنده در این زمینه هم نظر بودند. لذا با توجه به محدودیت زمان و بودجه تصمیم گرفتیم از طرح مفهموی آقای دکتر نوروزی بخش تاریخ علم و دست آورد‌های جدید ان را برای فصل اول کار مجموعه جدا کنیم. لذا با موزه علم و همچنین سازمان فضایی ایران تفاهم نامه‌ای امضا شد و این دوستان تامین محتوا این دو بخش را برعهده گرفتند.

تمرکز بعدی بر روی ۵ صفحه نمایشی بود که توسط معمار محترم پروژه با همین دید بالا در نظر گرفته شده بود. البته از نظر فنی تمامی کابل ها و لینک های لازم جهت اتصال کنسول تعاملی در جلو این صفحات نمایش دیده شده و ایده این بوده که در ساعات صبح و هنگام بازدید مدرسه ها کنسول‌های تعاملی فعال باشند و محتوا این دیواره ها نیز با این کنسول ها تعامل داشته‌باشند و در ساعات بازدید عمومی عصر کنسول ‌ها جمع اوری و محتوا نمایشی باشد.

سفارشی به آقای بابک امین تفرشی برای ۳ آیتم نمایشی نجومی (پروژه توان ) برای بزرگترین صفحه نمایش مجموعه داده شد ولی بقیه صفحات با آیتم های مرتبط با نمایشگاه‌های موزه علم و سازمان فضایی (همراه با ادیت و زیرنویس) پر شد. کلا باید این محدودیت را درنظر داشت که در کشور ما و بخصوص مجموعه های دولتی و عمومی به سخت‌افزار بها خوبی میدهند ولی تولید محتوا برای همان سخت‌افزار برایشان جا نیفتاده است و به سختی میتوان طرح توجیحی برای تولید چند آیتم فیلم را از تصویب گذراند.

ایده ما این بود که بصورا فصلی و بنا به موقعیت ها و روز‌های تقویم علمی میتوان موضوع صفحات نمایشی و نمایشگاه پیرامونی را تغییر داد تا برای مخاطب جذاب بماند. مراکز علم خوبی در همین تهران داریم (اگر چه کافی نیستند) که چند برابر ما مساحت دارند و نیازی نیست این این مراکز شبیه هم باشند و با هم رقابت کنند.

موضوع دوم بحث شما گنبد نمایش بود که موضوع اصلی کار من در پروژه بوده است.  بگذارید اول بحث شما در مورد آسمان نما‌های هیبرید را کمی باز تر کنم. همانطور که حدس زدید طراحی این مجموعه بر اساس ایده هیبرید بوده و در مرکز آسمان نما جای اپتیکال تعبیه شده و حتی سینی کابل ان نیز نصب شده است. اما این گونه مراکز ۳ کاربرد جداگانه دارند:

۱-نمایش  آسمان شب با کیفیتی واقع گرایانه و غیر دیجیتال همانگونه که شرح دادید. ولی این نمایش محدود به جهان با مرکزیت زمین است و مثلا اگر بخواهید از روی مریخ یا خارج از صفحه منظومه شمسی به آسمان نگاهی بیندازید دیگر کاری از دست این دستگاه بر نمی‌آید.

۲-شبیه ساز دیجیتال  جهان هستی. این بخش در واقع یک موتور شبیه سازی سه بعدی با کیفیت برخط 16K میباشد. شما مثلا مسیر پروازی به ورا منظومه شمسی طی ۲۰ ثانیه از کنار مشتری و سپس خروج از کهکشان راه شیری و حرکت به سمت عقب تا رسیدن به تابش مهبانگ را با یکی دو خط کد تعریف میکنید. با هر بار اجرا کد سیستم این مسیر را مطابق نیاز شما میرود و هر انچه میبینید شبیه‌سازی از تمامی داده های موجود در بانک های علمی میباشد.

جدیدا بخش های دیگری به این شبیه‌ساز ها اضافه شده. مثلا شرکت اسکیس با سی تی اسکن چندباره مغر مدلی کاملا سه بعدی از مغز و تمامی جزیئات ان فراهم کرده که میتوان داخل ان مانند کهکشان ها قدم زد و به آموزش پرداخت.

۳-نمایش فیلم. با توجه به امکانات سخت‌افزاری بخش دو میتوان هر فیلم ۳۶۰ در ۱۸۰ درجه ای را برای مخاطب به صورت دو بعدی و یا سه بعدی پخش نمود.

متاسفانه به دلیل نبود بودجه در زمان خرید اولیه مجبور شدیم قسمت اپتیکال را از اجرا کنار گذاریم  (به دلایلی مدیران وقت ، سیستم دیجیتال سه بعدی را بر اپتیکال اولویت دادند ) ولی همیشه امیدوار بودیم که با تامین بودجه این بخش نیز روزی به امکانات این مجموعه بزرگ و زیبا افزوده شود. مذاکراتی نیز صورت گرفته و خوشبختانه با توجه به رفع نسبی اثار روانی تحریم ها هر سه شرکت تولید کننده اپتیکال در جهان ( زایس آلمان، گوتو ژاپن و اوهایرو تک ژاپن) برای تکمیل این پروژه اعلام امادگی نموده‌اند.

موضوع سوم مورد اشاره شما دوگانه بودن تصویر در مرز شرقی- غربی گنبد بود. این انتقاد شما هم کاملا صحیح میباشد. دلیل ان تفاوت دما در زمستان و تابستان و تغییر موقعیت پرژکتور ها نسبت به هم میباشد. برای این منظور سیستم کالیبراسیون خودکاری توسط فروشنده نصب و استفاده شد ولی لایسنس ان تهیه نشد. دلیل اول اینکه کالیبراسیون هر ۲-۳ ماه بایستی صورت گیرد و کالیبراسیون دستی نهایتا ۳-۴ ساعت وقت اپراتور را میگیرد و از طرف دیگر با نصب سیستم اپتیکال در اینده بایستی از سیستم کالیبراسون خودکار ان استفاده کنیم و سیستم قدیمی بلا استفاده خواهد بود. لذا اقدام به خرید لایسنس ان غیرمنطقی به نظر میرسید. امیدوارم پرسنل توانمند مجموعه تا زمان نصب سیستم اپتیکال با کالیبراسیون دستی سیستم بتوانند مشکل فوق را در تابستان ها به حداقل برسانند.

در مورد دوبله نیز اشاره به یک ایراد علمی کردید که از دقت نظر شما سپاسگزارم. یکی از دو فیلم خریداری شده اولیه به دلایلی (که میتوانید حدس بزنید ! ) در لحظات اخر تعویض شد و همچنین توانستیم یک فیلم نیز از تولید کننده به رایگان بگیریم که همه اینها فشار زیادی به تیم ترجمه و دوبله فیلم وارد نمود. امیدوارم خطا فوق نیز در نسخه ‌های بعدی جبران شود.

در پایان از نقدی که بر مجموعه نوشتید سپاسگزارم و امیدوارم در اینده شاهد ده ها مجموعه اینچنینی در سراسر کشور باشیم و تجربه‌های کسب شده در این مجموعه ضامن اجرای بهتر این مجموعه‌ها در آینده باشد.

با سپاس

سعید مادرشاهی

Smiley face